الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

41

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

پنهانى ، در پى آن هدف مىباشد و نيازمند ژرف‌نگرى و بسنده نكردن به ظاهر كلام بر حسب مورد نزول است . بدين جهت امام باقر عليه السلام ظهر را به تنزيل تفسير كرد و بطن را به تأويل ؛ يعنى آيه دلالتى آشكار بر اساس ظاهر تنزيل دارد و دلالت پنهان ديگرى - كه گسترده‌تر و عميق‌تر است - بر پايهء جستجو و ژرف‌نگرى ( تأويل ) دارد . اكنون بحث بر سر اين است كه آيا معناى به دست آمده از راه تأويل ، معنايى متناسب با ظاهر تنزيل است يا بيگانه از آن و چه بسا ، تحميل بر لفظ مىباشد ؛ به‌گونه‌اى كه گاه به تفسير به رأى مىانجامد ؟ [ در ديگر نوشته‌هاى خود ] گفته‌ايم كه معناى فراگير به دست آمده از مفهوم آيه ، بايد با معناى ظاهرى آيه پيوندى نزديك داشته باشد ؛ آن‌سان كه تناسب خاص و عام بين آن دو برقرار باشد ؛ بدين صورت كه معناى ظاهرى ، خاص باشد و معناى باطنىِ برگرفته از مفهوم آيه ، عام و دربردارندهء ظاهر و غير آن در گذر نسل‌ها باشد . بر اين اساس ، معناى برآمده از تأويل ، از مدلول‌هاى التزامى خود كلام است ؛ هرچند از قسم لازم غير بيّن باشد ؛ بنابراين بايد متناسب با خود كلام باشد ؛ چرا كه كلام بر معناى بيگانه از خود دلالتى ندارد ؛ و گرنه اين گونه برداشت از كلام ، تحميل محض خواهد بود . بدين سان ، بيشتر تأويل‌هاى [ فرقهء ] باطنيه و مانند آن ، نوعى تفسير به رأى محض است ؛ چنان كه در آينده بيان خواهيم كرد .

--> صاحب كتاب « الكبرى فى المنطق » تصريح كرده كه اين دلالت ، نزد دانشمندان اصول و بيان معتبر است . مفهوم برخاسته از تأويل ، از نوع دلالت التزامى و از قسم سوم آن ( غير بيّن ) است و از مدلول‌هاى لفظى كلام شمرده مىشود ؛ هرچند اين دلالتِ برآمده به كمك استدلال و قرينهء عقل ، خارج از چارچوب لفظ مىباشد . به همين جهت اين دلالت ، دلالت ظاهرى نيست ، بلكه دلالت باطنى مىباشد كه نيازمند دقت و ژرف‌نگرى است . البته بايد بين معناى باطنى و معناى ابتدايى ظاهر از لفظ ارتباط تنگاتنگ وجود داشته باشد ؛ و گرنه مدلول التزامى نبوده ، بلكه بيگانه و تحميل بر لفظ و تفسير به رأى خواهد بود . دقت كنيد . بنگريد به : منطق مظفر ، ج 1 ، ص 29 ، 30 ، 79 ، 80 ؛ الكبرى فى المنطق ، فصل‌هاى 7 - 11 ( جامع المقدمات ) .